بازی گرنا (درنا)

این بازی  در روستای راشک و محله های اطراف طرفداران  زیادی داشت و خیلی هم مرسوم بود . در این بین ، دانش آموزان راهنمایی و بویژه دبیرستانی ها از طرفداران این بازی بودند و اطراف روستا هرکجا که زمینی صاف و یا زمین چمن پیدا می کردند بازی "گرنا" را راه می انداختند . زمان انجام این بازی معمولا قبل از شروع کلاس های عصر و یا بعداز اتمام کلاس های عصر الی غروب خورشید بود و افرادی نیز تماشاگر آنها بودند. اصول بازی بدین صورت بود که در ابتدا دو گروه 2 نفره، 3 نفره و یا بیشتر تشکیل می شد و در محوطه موردنظر یک دایره بزرگ به شعاع چندمتر (که بستگی به تعداد نفرات داشت ) با استفاده از یک تیکه چوب ایجاد می کردند و در بعضی مواقع بااستفاده از مقداری گچ و یا خاکستر (خل چاله ) محدوده دایره را مشخص می کردند سپس با استفاده از یک سکه (شیر یا خط) و یا بصورت توافقی یکی از تیم ها درون دایره و تیم دیگر خارج از دایره قرار می گرفتند . به تعداد افراد یک تیم ، کمربند" در درون دایره و نزدیک به محدوده دایره قرار می دادند و تیم بیرون از دایره باید کمربندها را از آنها بگیرند بطوریکه تیم درون دایره نتوانند ساق پای آنها را بزنند لازم به توضیح است زمانی که کمربندها را داخل دایره میگذارند اگر افراد داخل گود بتوانند پای تیم بیرونی را بزنند (از قسمت زانو به پایین ) در همان زمان جای دوتیم عوض می شد. معمولا یکی از افراد زبل تر روی زمین دراز می کشید و یکی از کمربندها را می ربود و با استفاده از کمربند ربوده شده که برگ برنده آنها بود بقیه افراد را کنار می زدند ومابقی کمربندها را نیز بدست می آوردند. افراد بیرون دایره با استفاده از کمربندهای خودبه پاهای تیم داخل گود میزدند (از قسمت زانو به پایین ) و البته  تیم داخل با استفاده از جابجایی و چالاکی خود باید از خودشان در برابر کمربندها محافظت می کردند . بازی ادامه پیدا می کند تا زمانی که یکی از افراد تیم داخل دایره موفق شوند با استفاده از نوک پا و یا کف پا به ساق پای حریف بزنند (البته باید یکی از پاهایی آنها درون خط قرار داشته باشد) در آن صورت جای دو تیم عوض می شد و این بازی بهمین منوال ادامه پیدا می کرد ...

(علی شفیعی قدرت اله و اورنگ محمودی)

هه برده برده برده

یکی از رسوم مردم خونگرم راشک و خیلی از روستاهای شهرستان ممسنی مراسم "هه برده برده "برده بود که در بعضی جاها هم با عنوان "هدرسه هدرسه "نیز استفاده می شد . بدین صورت که زمانی که باران خیلی کم بود و یا باران نمی آمد با توجه به اهمیت بارش باران در روستای راشک با توجه به کشاورزی دیم ، گروهی از افراد روستا پشت سر هم راه می افتادند و هر کدام دو عدد سنگ در دست داشتند و به هم می زدندو می خواندند " هه برده برده برده"  و درخانه ها می رفتند و طلب آرد می کردند. بچه های کوچکتر که از همه چیز بی خبر بودندجلوتر می رفتند در همین حال صاحبخانه با جامی پر از آب از آنها پذیرایی می کردند و اکثرا خیس می شدند بعضی ها هم پا به فرار می گذاشتند دوباره بچه ها بازمیگشتند و می گفتند " اوشه دادی نونشه بده" صاحب خانه هم می رفت و کاسه ای آرد می آورد و در کیسه آنها می ریخت سپس می گفت از بارون چه خبر؟ بچه ها هم می گفتند بارون پشت اون کوههاست اگر خدا بخواد میریم و می یاریمش  این آردها را هم برای توشه راه جمع می کنیم . مردم روستا که مهمان نواز و دست و دل باز بودند کیسه بچه ها را پر از آردگندم کی کردند بچه ها هم برای تشکر از صاحب خانه باهم می خواندند"حونه گچی پرهمه چی " . بعد که هه برده برده تمام می شدآرد را در لگنی می ریختند و چند نفر از دختران و زنان روستا انرا خمیر می کردندسپس یک ریگ کوچک درون خمیر می انداختند و نان می پختندو به همه بچه ها می دادند. صدای ریگ زیر دندان هرکس شنیده می شدبقیه افراد او را میگرفتند و تا می خورد کتک می زدندتا اینکه یکی دیگه ضامنش بشه .بعد بچه ها با هم می گفتند بارون دست اساکریمه حالا یکی ضامنش بشه شاید خدا دلش رحم اومدو بارون بباره . بعد یکی از افراد ضامنش می شدو میگفت تا یک هفته یا مثلا 5 روز دیگه بارون میاد. درصورتی که تا موعد گفته شده بارون نمی امد دوباره بچه ها کسی را که ضامن شده بود را حسابی کتک می زدن تا یکی دیگه دوباره ضامن بشه . همه منتظر باران می ماندندو افراد روستا بخصوص پیرزنان و پیرمردان در نماز دعا می خواندند و طلب باران می کردند و خداراشکر خیلی زود آسمان ابری می شدو باران می بارید که زمین سیراب می شد و مردم روستا سجده شکر به جا می آوردند .

 

برگرفته از کتاب زیر آسمان ممسنی آقای هادی فرهادی و سوال از مردم قدیمی روستای راشک علیا

"علی شفیعی قدرت ا... و اورنگ محمودی "

 

بازی الختور (الختر)

نحوة بازي اين گونه است كه دو جوان نيرومند و ماهر ميان تماشاگران، با يك پا ايستاده و در حيني كه انگشت پاي ديگر خود را در دست دارند برابر هم قرار مي گيرند و هر يك مي كوشد كه با يك دست حريف را به عقب براند. هر دو نفر كه روي يك پا ايستاده‌اند به همديگر حمله مي‌كنند (حريفان مجازند تنها با استفاده از دست به همديگر حمله كنند) هر كس بتواند حريف مقابلش را به گونه اي مغلوب كند كه هر دو پاي او به زمين برسد برنده بازي است وگرنه بازي ادامه مي يابد تا جايي كه يكي از دو حريف به زمين بيفتد گاهي اين ورزش تا دو ساعت‌ها ادامه پيدا مي كند به گونه اي كه هر دو رقيب سرسختانه مي جنگند و كسي به زمين نمي افتد در اينصورت هر دو نفر، برنده اعلام مي شوند و بازي مساوي به پايان مي رسد. در زبان لري به اين بازي الختور و در زبان فارسي الختر مي گويند.

لطفا نظرات خود را در خصوص مطالب برای ما ارسال (در قسمت نظر بدهید) و ما را در تکیمل این مطالب یاری رسانید.

نویسنده: مهدی افشون