پاییز طلایی مردمان راشک قدیم. اسفندیار افشون
نگاه به گذشته پاییزهای عمرمان لذت بخش است.
در روستای راشک روزهای سرد پاییزی آغاز تغییر رنگ لباس طبیعت و زیبایی های الوان و ظهور سیمای زرد،نارنجی و طلایی بود. در بهار و تابستان و پاییز مردمان عازم جنگل می شدند و چوب های خشک درختان بلوط را جمع می کردند و بوسیله «کنفتر » بر پشت الاغ به روستا حمل می کردند و روی هم در طویله یا «باشت» وزیر« بشمه» خانه منظم روی هم می چیدند تا با شروع سرمای پاییز و زمستان در بخاری های دیواری و فلزی به آتش کشیده و از گرمای آن لذت ببرند. گرمای لذت بخش پیچیده در خانه های شان ، لحظه هایشان را دلپذیریچ تبدیل می کرد، و از پنجره هایشان به مناظر بکری خیره می شدند که در شهرها نمی توان یافت.
پاییز فصل راحتی و آرامش بود.برای روستائیان کشاورز، آن ها شب ها دور هم جمع می شدند و برای شب نشینی به خانه ی یکدیگر می رفتند زیرا این فصل فرصتی است برای کارهایی که در بهار و تابستان نمی توان انجام داد.از کارهای جالب این شب نشینی ها در آذر ماه «بلی پاک کنی» بود. در این ماه مردم میوه درخت بلوط را جمع میکردند و به خانه ها می آوردند. شب ها در شب نشینی های نوبتی هرشب در خانه یکی از همسایه ها و خویشان جمع می شدند و ضمن هم صحبتی و قصه گویی بساط جداکردن پوست بلوط ها را پهن می کردند. هر کسی با «رنجک »پوست سخت و خارجی میوه بلوط را جدا می کرد.«رنگ» یعنی همان پوست کنده شده بلوط را روانه« تلگدون »می کردند.
تنها میوه محبوب راشک انگور بود که تا پایان مهر در دسترس بود . میوه «کلک»نیز میوه خوشمزه درخت زالزالک وحشی هم تا آخر پاییز از جنگل قابل جمع آوری بود.میوه خوشمزه و در خاصیت «بن» از درخت پسته وحشی «بنه»نیز قابل دسترسی بود.
انار با دانه های سرخش که نشانه ی عشق و میوه ی بهشتی است در این فصل از منطقه بوان نوراباد و سرنجلک و کهمره توسط میوه فروشان دوره گرد به فروش میرسید،مردم معمولا گندم و جو و مویز و شیره انگور را با انار و انجیر مبادله میکردند.
هرکس تلاش میکرد تا از سبدهای پر از میوه های پاییزی انار و انحیر که بسیار وسوسه انگیز بود ، مقدار کمی از آن را می خرید و به خانه می آورد و در کنار عزیزان خوردن آن ها لذت می برد.
در وبلاگ روستای راشک مطالبی در خصوص گذشته، فرهنگ، آداب و رسوم، طبیعت، مردم و ... نگاشته خواهد شد.