پَلٛ (گیسو بافته شده) و نگاه متعهدانه مردمان لر به آن.                اسفندیار افشون

"پَلٛ"(گیس) از اهمیت زیادی در بین مردان و زنان لر برخوردار است.
در گذشته برای بانوان و دوشیزگان و حتی دخترکان داشتن موی کوتاه ننگ بود ، حتی کوتاهی مو زنان به قدری زشت و ناپسند بود که پل بریده (گیس بریده) به نوعی، نفرین و دشنام به حساب می آمد.در بین زنان راشک یک عبارت هست که : پلت بریده و مرگ میرت.(در عزای شوهرت بریده باد گیسوانت).
"داشتن پَلٛ های بلند و پر تعداد یکی از ملاک ها و معیارهای زیبایی بانوان و دختران بود (یه پلی چارده پلی پل پیچناده /یه پلی من پهللش وریچناده) ،نشان از جایگاه اجتماعی آنها داشت."
با اهمیت و پر ارزش بودن زلف و پَلٛ در فرهنگ لرتباران از فیلی و بختیاری تا جنوبی از جایگاهی والا برخوردار است و به عنوان یک پدیده فرهنگی و اجتماعی مورد توجه کاوشگران فرهنگ و جامعه بوده است.
" ویلکن در سال ۱۸۸۶میلادی در مقاله ای چنین بیان می کند که سر را جایگاه روح می داند و با توجه به یافته های انسان شناسانه و باستان شناسی و اسطوره شناسی، همیشه مهمترین خدایان و الهه ها، ایزد بانو بودند و مردم در مراسمات شادی و عزا رفتارهایی مناسب با باورهای خود بروز میدادند که تا به امروز کم و بیش نقش پررنگی دارند."
هنوز هم در برخی مناطق لرزنان در عزا پلٛ می برند چون میخواهند خود را در غم تازه گذشته قربانی کنند . ویلکن بر این باور است که، بریدنِ آیینیِ موی سر ، بنا بر اصل "جزء به جای کل" جانشین قربانی کردن انسان در گذشته تاریخی لرتباران است. چون سر، یعنی محل رویش مو را جایگاه روح می دانستند.
وفق یافته های باستان شناسی و سنگ نگاره های باستانی، سابقه سکونت لرها در ایران و ایزد بانوهای فرهنگ ایران کهن زلف و پَلٛ ریشه در قوم لر دارد . باور به مقام پل در سایر اقوام به مانند لرها وجود ندارد، زیرا خاستگاه اصلی این آیین لرستان(از کرمانشاه تا بوشهر)است .
تنها لرها در زایش و مرگ آیین هایی مرتبط با موی سر دارد که در میان اقوام دیگر دیده نمیشود.
نقشها و کتیبه های کهن در لرستان بزرگ و اشعار و ادبیات و ترانه های موسیقیایی کهن لری سرشار از مفاهیم غنی و زیبا در مورد پل است.
زلف مادران لر انچنان جایگاه ارزشمندی داشت ،که زمانی که درگیری ها منجر به کشتن کس یا کسانی می شد ،در جلسات تصمیم گیری برای قصاص قاتل ،مادر مو پریشان به جایگاه می شتافت و عزاداران مقتول را به مو و پل پریشان سوگند می داد ،چه جان هایی که با فداکاری این پل ها از مرگ رهایی یافتند. در بین لرتباران هروقت قافله ای مورد دستبرد و غارت قرار میگرفت، همین پل های پریشان مهاجمان غارتگر را از دستبرد و تاراج کاروان و کشتن افراد کاروان باز می داشت.

پسته وحشی «بن   Ban».        اسفندیار افشون

بن Ban

در میان پوشش جنگلی زاگرس،یکی از درختان بومی که در مناطق کمتر مرتفع در دشت ها و دامنه های کوهستانی زاگرس به وفور یافت می شود. درخت «بَن »،بنه یا پسته وحشی با برگ های ریز و پرسایه و با رایحه بی نظیر و فرح بخش است، که عطر و بوی آن مربوط به صمغ موجود در تنه و برگ و میوه این درخت است.
« تل بنی » تپه سرشار از درختان بن از هدایای بی بدیل خدای مهربان به مردم و منطقه راشک است.در حصاری از پوشش درختان بلوط این نقاشی چشمان بیننده را حیران می‌کند.
درخت" بَنه " در دو نوع در طبیعت زاگرس وجود دارد. «بن » که با برگ های کوچک و میوه درست تر با پوسته چوبی محکم تر در مناطق سردسیری و ارتفاعات رشد می کنند.نوع دیگر« کلخنگ» است که درختی با تنه ضعیف تر و شاخه های کمتر ، برگ های پهن تر و میوه کوچکتر از بن با پوسته چوبی نازک‌تر است.درخت کلخنگ بیستر در مناطق گرمسیری رویش دارد.میوه بن وقتی خشک می‌شود با به دلیل پوسته چوبی سخت با دندان قابل جویدن نیست ولی دانه های کلخنگ نرم و با دندان قابل جویدن است.خوش طعم و معطر و لذیذ است. این میوه ریز دارای طبع گرم و خشک است، به دلیل خواص باارزشی که دارد مروارید سیاه لقب گرفته است.
فصلِ برداشت بَنه اواخر تابستان تا اواسط پاییز است.
از این درخت علاوه بر میوه، صَمغی به نام « بریزه » به دست می آید،که خواص ضد عفونی کننده، دارویی و درمانی آن، باعث ارزش بسیار بالای آن شده است.از بریزه به آدامس طبیعی استفاده می شود ،که خوشبو کننده دهان است .میوه تازه این درخت در زمانی که پوسته چوبی سفت تشکیل نشده و نرم است و مزه ترش دارد « بنوشکه» نامیده شده است که هم خام خورده می شود و هم ترشی بنوشکه با آن درست می کنند که خیلی خوشمزه است. در گذشته وقتی میوه رسیده سبز زیبای بن تازه چیده میشد و به خانه آورده میشد، مادران بن و مویز را در «جون » هاون و یا« سر کو » می کوبیدند و معجون بسیار لذیذ و معطری مانند یک شکلات تهیه می شد که مادران به بچه های کوچک می دادند و باور داشتند، تقویت کننده جسم و جان می باشد.در دهه های گذشته گروهی برای استحصال صمغ بن با روشی بوسیله تیشه چند زخم بر تنه درختان بن ایجاد میکردند و از هر درختی مقداری صمغ استخراج میکردند‌. این زخم‌ها بر حیات درخت بنه در منطقه راشک اثر سوئی داشته است.برای نجات درختان بن باید تلاش کنیم.

مال ودری کوچ بهاره و تابستانی.   اسفندیار افشون

مال و دری
واژه مال و دری تصویری کوچک از «مال به بار» و « مال بار کنون » به مفهوم کوچ در دوران کوچ روی نیاکان مردم راشک می باشد. واژه «مال» به معنی آبادی و مجموع سیاه چادر‌ها و کپرهای برپا شده و «بار» به معنای از جا کندن و کوچ برای رسیدن به مقصد است. کوچ از آیین‌های تاریخی و دیرین عشایر ایلات و از جمله ایل ممسنی و طایفه جاوید و مردم تیره خلیفاربن بوده است.
پیش از یکجانشین شدن مردمان راشک در مکان فعلی که به نام«روستای راشک» شناخته می شود, مردم ما کوچ رو بودند و دوران کوچ مردم خلیفاربن قبل از سال های ۱۲۵۰ مرسوم بوده است. کوچ مردم همه ساله در دو فصل انجام می‌شد؛ نخست در روزهای پایانی فروردین در فصل بهار کوچ بهاره از گرمسیر به طرف سردسیر «ییلاق» اجرا می گردید. در آن سال های دور جابجایی وسایل زندگی مردم با گاو انجام می گشت و افرادی که توان مالی مناسبی داشتند برای سواری یک یا چند اسب و مادیان نگهداری میکردند.چون از گرمسیر به سوی سردسیر یا سرحد می آمدند و در مسیر سخت گذر «کل» و «سگ مترو» در واقع صعود می کردند از واژه «مال و بالا» استفاده می کردند.
کوچ بازگشت« مال وزیری» اواخر شهریور و اوایل فصل پاییز «ییلاق» از سردسیر به طرف گرمسیر «قشلاق» و معمولاً به سمت سکونت گاه های «دالون» ، «دشت رزم» ، «دره ماری» ، «کنارک» و «گچی» حرکت می‌کردند و تا بهار سال آینده در علفزار های این جغرافیای دل انگیز باقی می‌ماندند.
آیین «مال وزیری» با اندوه هجران همراه بود، در هیاهوی آماده شدن برای بازگشت ، نغمه دلتنگی در آواز و جدایی و دل کندن از زیست بوم نمایان می شد.
بر اساس رسوم دیرینه ،بزرگ مال سوار بر اسب و تفنگ بر دوش و خنجر زیر سال کمر پیشاپیش مال بر مسیر و جابجایی نگاهش نافذ بود تا هر کجا را مناسب ببیند، دستور باراندازی کوتاه برای کاهش خستگی افراد و کله دام ها را می داد. بامداد فردا دوباره حرکت مسیر کوچ آغاز می شد و تا «ورد »یا منزلگاه اصلی اصلی با نظم ویژه ای ادامه داشت.
هنگام عبور مال از ایل راه سخت گذر صخره ای منطقه« کل» و رودخانه، همگی به هم کمک می‌کردند.
در مسیر کوچ حرکت مال‌ و گله‌ها از میان کوه و تپه و دشت، صدای بره‌ها و بزغاله‌ها و زنگوله بز‌ها و گوسفندان و صدای اسب‌ها و مادیان ها، صدای خوش و دلنشین کبکان کوهساری و پرندگان روی درختان بلوط و بنه و کلخنگ و کلک همه نشان از نوای دل انگیز ترانه ها و موسیقی زندگی مردمان سخت کوش و مهربان را داشت .
راستی و پاکدامنی مردمان، صفای سیاه چادر‌های دستبافت که روزنه‌های آن با بارش باران بسته و با تابش آفتاب باز می‌شود و کپرهای تکیه زده بر تنه درختان کهنسال بلوط از دیگر جلوه‌ها و زیبایی‌های کوچ مردم کوچرو تیره خلیفاربن بوده است.
کوچ سالانه «مال و بال»ا و «مال و زیر» تلاش مردم کوچ رو برای دست یافتن به علف‌زارهای سرسبز در ییلاق و قشلاق بود.
مردم راشک پس از سکونت در روستای راشک پاییز و زمستان در خانه های خشتی ساکن بودند و در میانه اردیبهشت کوچ کوچک خود را انجام می دادند و بخشی از وسایل اساسی زندگی را برداشته و به مناطق جنگلی پیرامون راشک کوچ می کردند. فامیل ها و تش ها در محدوده های مشخص و نزدیک به هم اسکان نی یافتند . معمولا منزلگاهی ,که« ورد» نامیده می شد نزدیک به یک چشمه آب انتخاب می شد.ممکن بود به دلیل کاهش آب چشمه ها در تابستان«ورد ها» چند بار تغییر کند.
در زنان یکجانشینی مفهوم مال به روستا و محل سکونت اطلاق می شد. واژه «مال و دری» با مفهوم خروج از روستا و تمرین یک کوچ کوچک و کوتاه مدت از روستا و پناه گرفتن در دل طبیعت معنا پیدا نمود.